روان شناسی که روانی شد..

روان شناسی که روانی شد..

فضایی برای تراوش روضه های ناشنیده و کتاب های خواندنی، تجربیات ناگفته و زندگی های نادیده ، غر هایی که هیچ گاه شنیده نشد و درد هایی که رنجش چشیده نشد...

هیتلر و دزد دریایی

الان که دارم تاریخ جنگ جهانی رو میخونم، تازه فهمیدم شخصیت هیتلر منو یاد کی میندازه...

فیلم دزدان دریایی کارائیب رو اگه دیده باشید، شخصیت اصلی ماجرا که جانی دپ هم بازیگرش بود یه مردی به نام جک گنجشکه بود البته یه اسم جالب تری داشت که یادم نمیاد ولی خب دقیقا هیتلر منو یاد این آدم میندازه. 

بیشتر به خاطر اینکه دوتاشون تو حیله گری و فریب دادن آدما مهارت خاصی داشتن تداعی گری میکنن برام وگرنه که جذبه و کینه جویی هیتلر کجا و طنز بودن شخصیت فیلم کجا

بحث دزد دریایی شد، چقدر دلم برای دیدن فیلمای این مدلی تنگ شده، یادمه یه روز رو صندلی کلاس دانشگاه برای اینکه سر کلاس معرفت شناسی خوابم نگیره ، یه کشتی دزدان دریایی روش کشیدم و به یادگار از من رو اون صندلی موند. یه علاقه خاصی به این شخصیت های دزد دریایی دارم...

هیتلر

آدولف هیتلر یه زمانی گفته بود: " هر کسی باید بداند اگر دست بلند میکند تا به حکومت ضربه بزند، مرگ قطعی انتظارش را می کشد." 

خب سیاست هیتلر این گونه بود، این میزان از دیکتاتور بودن شاید حکومت نازیسم را مدت طولانی سرپا نگه نداشت، اما نشان دهنده قدرتی بود که از یک جمله ساده تراوش می کند! پیشوای آلمانی ها هر چند آلمانی نبود و حکومتش سراسر کثافت و خرابکاری بود و چه بهتر که به پایان رسید ، اما یک جمله او یک حکومت را جمع و جور می کرد.

حال اکنون، سوال این است آیا جامعه ما نیز نیاز به همچین جمله ای دارد؟ اعمال قدرت از راه اجبار همیشه واجب است؟ و آیا هیتلر کنونی را میتوان دونالد ترامپ نامید که با همان فرمان پیشوا جلو می رود و یک جامعه که به کثافت می کشد، هر چند باز هم برای هیتلر احترام بیشتری قائلم و حتی عظمت جایگاه او را با ترامپ کنونی قابل مقایسه نمیدانم. ولی خب شرایط کنونی ما دست کمی از آلمان آن زمان ندارد.

اینجا اونقدر علمی صحبت نمی‌کنم، صرفا تجربیات روز و تفکرات شنیده و دیده و حاصل از دیدگاه خودم رو بیان میکنم، شاید این‌گونه به دل بشیند...